|
|
#11 |
|
مدير ارشد انجمن فرهنگي
![]() ![]() ![]() |
مرحله پنجم:
از آياتى كه پيش از اين, از آنها سخن گفته شد, روشن شد كه زنان قسمتهايى از بدن خود را كه پيش از نازل شدن آيه حجاب نمى پوشانده اند, لازم نيست آنها را در برابر خويشاوندان دوازده گانه مطرح شده در آيه 30 سوره نور, بپوشانند. ولى از آيات به دست نيامد كه حكم آن جاهايى را كه پيش از آيه حجاب مى پوشانده اند, اكنون چيست و در برابر اين دوازده گروه چه بايد بكنند؟ در مثل, آيا مادر مى تواند تمامى بدن غير از عورت را در برابر فرزند بالغ خود نمايان كند؟ آياخواهر مى تواند تمامى بدن, غير از عورت را در برابر برادر بالغ خود نمايان كند؟ از آيات مورد بحث, روا بودن آشكار ساختن سينه, شكم, كمر, ساق پا و رانها و مانند آن در برابر مَحْرَمْها به دست نيامد. اكنون مى خواهيم بگوييم: از ظاهر قرآن مجيد, به دست مى آيد كه حاضر شدن زن, با لباس نامناسب و نماياندن, شكم, سينه, ران و… در برابر خويشان نسبى, بى چون و چرا, حرام است. خداوند در آيه 58 ـ 59 سوره نور مسأله را مطرح فرموده و حتى ورود بدون اجازه به اتاق پدر و م ادر را, ممنوع فرموده است: (يا ايها الذين آمنوا ليستأذنكم الذين ملكت ايمانكم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّات من قبل صلوة الفجر وحين تضعون ثيابكم من الظهيرة ومن بعد صلوة العشاء ثلث عوراتٍ لكم ليس عليكم ولاعليهم جناح بعدهنَّ طَوّافون عليكم بعضكم على بعض كذلك يبيّن اللّه لكم ال آيات واللّه عليكم حكيم.) اى آنان كه ايمان آورده ايد, غلامان و كنيزان زر خريد شما و كودكان نابالغ, [براى وارد شدن به اتاق شما] بايد سه وقت از شما اجازه بگيرند: پيش از نماز صبح, هنگامى كه لباسهاى خود را هنگام ظهر در مى آوريد و پس از نماز عشا. اين سه وقت, عورت است از براى شما. برشم ا و بر آنان, غير از اين سه وقت, گناهى نيست. شمارى از شما بر شمارى ديگر وارد شونده و گردش كننده اند اين چنين خداوند آيات خود را براى شما بيان مى كند و خداوند, داناى حكيم است. (واذا بلغ الاطفال منكم الحُلُم فليستأذنوا كما استأذن الذين من قبلهم كذلك يبيّن اللّه لكم آياته واللّه عليم حكيم.) هنگامى كه كودكان شما به سن بلوغ رسيدند, بايد از شما اجازه بگيرند, همان گونه كه پيشينيان آنان اجازه مى گرفتند. اين چنين خداوند آيات خود را براى شما, بيان مى كند. خداوند داناى حكيم است. آيه مى فرمايد كودكان نابالغ, در سه نوبت, براى ورود به اتاق پدر و مادر اجازه بگيرند. حال, كودكان بالغ چطور؟ اينان, بايد در هر حال, اجازه بگيرند, چه در اين سه نوبت و چه در وقتهاى ديگر. با اين كه در وقتهاى ديگر, احتمال برهنگى و… مادر يا به كلى وجود ندارد, يا بسيار كم پيش مى آيد, چرا كودك بالغ براى ورود به اتاق پدر و مادر, بايد اجازه بگيرد؟ اين بدان جهت است كه در ديگر وقتها نيز احتمال دارد جاهايى از مادر كه عورتين نيست, ولى از زينتهاى نه ان به شمار مى روند, پيدا باشند كه تنها براى همسر ديدن آنها رواست و براى غيرهمسر ناروا. بنابراين, مفهوم آيه 58 و صريح آيه 59, كه واجب بودن اجازه را براى فرزند بالغ بيان مى كنند, با ملازمه عرفى, به حرام بودن نظر به زينتهاى باطنى مادر و حرام بودن نماياندن زينتهاى پنهان بر مادر, دلالت دارد. اگر كسى بگويد احتمال دارد كه عورتين مادر در آن سه وقت ديگر نيز آشكار باشد; از اين روى بايد كودكان بالغ وارد نشوند! مى گوييم: احتمال نمايان بودن عورتين مادر در غير سه نوبت ياد شده, با جايز بودن ورود كودكان نابالغ, بدون اجازه, سازگار, نيست. بله اگر دليل قوى از روايات به جايز بودن ظاهر شدن مادر با لباس زير, در بين فرزندان پيدا كرديم, كه بسان نص بود, آن گاه, چاره اى نيست, بايد واجب بودن اجازه را براى امور ديگر بدانيم. ولى در بحث روايات خواهد آمد, كه چنين دليل قوى و روشنى وجود ندارد. نكته: خداوند در آيه 31 سوره نور, دوازده گروه را استثناء كرد و نتيجه اين شد كه بر زن لازم نيست خود را در برابر اين گروهها بپوشاند; امّا در آيه 58 همان سوره, تنها بر دو دسته واجب كرد كه در سه وقت ياد شده, اجازه بگيرند و در ديگر وقتها, همگان بايد اجازه بگير ند. از اين روى, اين پرسش به ذهن مى آيد: دليل استثناهاى دوازده گانه در آن جا و دوگانه در اين جا چيست؟ پاسخ: در اين جا دو گروه را استثناء كرد: 1. ملك يمين. اين خود, بحث دارد كه آيا غلام و كنيز را در بر مى گيرد, يا نه, تنها كنيز را در بر مى گيرد؟ آيا بالغان را در بر مى گيرد, يا نابالغان را نيز در بر مى گيرد؟ از آن جا كه هيچ كدام از انواع برده در زمان ما وجود خارجى ندارند, از بحث درباره آن, خوددا رى مى شود. 2. كودكان غيربالغ خود انسان, نه هر كودك غيربالغ. اين گروه مى تواند به تمامى بدن مادر, غير از عورت نگاه كند و پوشاندن بدن, به غير از عورت, در برابر اينان, واجب نيست; از اين روى مى توانند بدون اجازه, مگر در سه نوبت ياد شده, به اتاق پدر و مادر, وارد شوند. ولى همين گروه و همين كودكان نابالغ, وقتى به سن بلوغ رسيدند, بايد براى وارد شدن به اتاق پدر و مادر, در همه گاه اجازه بگيرند, چون چه بسا, ران و سينه و پاهاى مادر عريان باشد. در اين جا, معناى يك قيد و كلمه اى كه در آيه ذكر شده و مفسران به طور معمول آن را معنى نكرده و از آن گذشته اند, روشن مى شود. آيه 60 سوره نور چنين بود: (واذا بلغ الاطفال منكم الحلم, فليستأذنوا كما استأذن الذين من قبلهم.) (من قبلهم) در آيه شريفه به چه كسانى اشاره دارد؟ از كلام مفسران, مطلب روشنى به دست نمى آيد, ولى با توجه به آيه 31 همين سوره كه دوازده گروه استثنا شدهو, دوازدهمين كودكى بود كه بر عورتهاى زنان آگاهى نداشت, روشن مى شود, كودكان در آيه 58, از گرفتن اجازه بخشود ه شدند, مگر زمانى كه به سن بلوغ برسند كه در اين صورت, بايد اجازه بگيرند, همان گونه كه (الذين من قبلهم); يعنى يازده گروه قبلى, اجازه مى گرفتند. بنابراين, روشن مى شود كه مراد از (من قبلهم) گروههاى يازده گانه قبلى است. البته استثنا بودن زوج و زوجه از اجازه گرفتن و نگاه كردن, به خاطر آيات سوره مؤمن و معارج است و اشكالى به كليت بحث ما, وارد نمى سازد.
__________________
![]() هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از محب فاطمه عزیز تشکر کرده اند: | parsa (04-02-2010) |
|
|
#12 |
|
مدير ارشد انجمن فرهنگي
![]() ![]() ![]() |
روايات:
حال كه بحث از آيه 58 و 59 شد و زواياى گوناگون آن دوروشن گرديد, رواياتى را به عنوان تأييد كننده كه در ذيل دو آيه, 58 و 59 آورده شده, يادآور مى شويم: 1.امام صادق(ع) مى فرمايد: (يستأذن الذين ملكت ايمانهم والذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلاث مرّات.كما امركم اللّه عزّوجلّ ومن بلغ الحلم فلا يلج على امّه و لاعلى اخته ولا على خالته ولا على ماسوى ذلك الاّ باذن فلا يأذنوا حتى يسلموا و السّلام طاعة اللّه عزّوجلّ.)58 ملك يمين هاى شما و فرزندان نابالغ شما,همان گونه كه خداوند امر فرموده به شما, در سه نوبت اجازه مى گيرند.هركس به سن بلوغ رسيد,به هيچ روى,بر مادر,دختر, خاله و غير اينان, بدون اجازه وارد نمى شود.و اجازه نمى دهند, تا سلام كند;زيرا سلام, پيروى از خداوند است. 2.روايتى ديگر,همانند اين روايت,از امام باقر(ع) رسيده است.59 3.در الدرالمنثور روايتهاى, بسيارى در اين باب نقل شده, از جمله: (راوى از پيامبر(ص) مى پرسد:آيا براى وارد شدن بر مادرم,بايد اجازه بگيرم؟ حضرت مى فرمايد:بله. راوى مى پرسد:با مادرم در يك اتاق زندگى مى كنم, آيا براى وارد شدن بر ايشان, بايد اجازه بگيرم؟ پيامبر(ص) مى فرمايد: اجازه لازم است. راوى مى گويد: من خدمتگزار مادرم هستم, آيا هر گاه وارد مى شوم, بايد اجازه بگيرم؟ حضرت فرمود: آيا دوست دارى وى را برهنه ببينى؟ گفت: نه. فرمود: پس اجازه بگير و وارد شو.)60 اين روايت, با دو سند: (ابن جرير عن زيد بن اسلم, انّ رجلاً سأل النبى) و (ابن جرير و بيهقى عن عطاء بن يسار: انّ رجلا قال يا رسول اللّه.) نقل شده است. روايت نشان مى دهد كه اجازه گرفتن براى اين است كه مادر, برهنه ديده نشود. عريان در اين جا, اعم است از برهنگى كامل كه حتى عورتين او ديده شود, يا نيمه برهنگى كه سينه, شكم, ران و… ديده شود. ولى به قرينه رواياتى كه از ابن مسعود و حذيفه, نقل شد: (ان لم تفعل راي ت منها ما تكره) يا (ما على كل احيانها تحب ان تراها) معلوم مى شود كه مراد از برهنگى در حديث نبوى, برهنگى كامل نيست و روايات, تاييد كننده همان چيزى است كه از آيه برداشت شده.
__________________
![]() هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از محب فاطمه عزیز تشکر کرده اند: | parsa (04-02-2010) |
|
|
#13 |
|
مدير ارشد انجمن فرهنگي
![]() ![]() ![]() |
خلاصه بحث:
1. حكم حجاب, كم كم و به مرور زمان, نازل شد و از خانه پيامبر اسلام(ص) شروع شد و سپس به ديگر خانه ها و خانواده ها سريان يافت. 2. حجاب براى سالم ماندن روح انسانها قرار داده شده است: (ذلكم اطهر لقلوبكم وقلوبهنّ). 3. جلباب (= چادر) افزون بر تكليف, حقى بوده براى خانمهاى پاكدامن كه در ابتداء, جنبه حق بودن آن برترى داشته است. 4. پيش از آمدن حكم حجاب, زنان , غير از سروگردن, گريبان و دستها را تا حدود آرنج, باقى بدن خود را مى پوشانده اند. ظاهر بودن كمر, سينه, رانها و… رايج نبوده است. بنابراين, گروههاى استثناء شده, همان جاهايى كه به طور معمول نمى پوشانده اند مجاز هستند كه نگاه كن ند و جايز بودن نگاه كردن به رانها, سينه, ساقهاى پا و… از آيه به دست نمى آيد. 5. حكم حجاب, حكم فراگير است و گروههاى استثناء شده به خاطر ضرورت و… بوده است. 6. اصل در مسأله حجاب, جداسازى كامل محيط مرد و زن از يكديگر است, به گونه اى كه هر دو بتوانند در جامعه به كار و تلاش بپردازند و تماسها و برخوردها دراندازه بسيار كمى باشد. 7. حجاب و پوشش, مسأله اى شخصى است و بازشناسى (ماظهر) و ضرورتها به عهده خود افراد است و از اين آيات حكم و وظيفه اى براى مسؤولان امر و متوليان امور روشن نشد. 8 . در اين آيات هيچ بحثى درباره (مادر همسر) مطرح نشد و از هيچ يك از واژگان آيات روشن نشد كه داماد مى تواند به مادر همسر خود نگاه كند. بله, از آيه 23 سوره بقره روشن مى شود: ازدواج با مادر همسر حرام است, همان گونه كه ازدواج با مادر, خواهر, دختر, عمه, خاله, دختر برادر و دختر خواهر حرام است, ولى ملازمه اى بين حرام بودن ازدواج با حلال بودن نگاه كردن وجود ندارد
__________________
![]() هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از محب فاطمه عزیز تشکر کرده اند: | parsa (04-02-2010) |
|
|
#14 |
|
مدير ارشد انجمن فرهنگي
![]() ![]() ![]() |
پى نوشتها:
1. سوره (احزاب), آيه 53. 2. همان, آيه 32 ـ 33. 3. تفسير (مجمع البيان), امين الاسلام طبرسى, ج7 ـ 368/8. 4. سوره (احزاب), آيه 55. 5. (وسائل الشيعه), ج14, باب 129, از ابواب مقدمات النكاح, ج171/1 ـ 172. 6. همان, ح4. 7. تفسير (مجمع البيان), ج7 ـ 368/8. 8. تفسير (روح المعانى), آلوسى بغدادى, ج107/12, دار احياء التراث العربى, بيروت. 9. سوره (احزاب), آيه 59. 10. همان, آيه 6. 11. همان, آيه 32. 12. تفسير (الدر المنثور), سيوطى, ج221/5. 13. همان. 14. همان. 15. همان. 16. همان. 17. (نهج البلاغه), صبحى صالح, نامه 31, آخر نامه. 18. تفسير على بن ابراهيم قمى, ج196/2. 19. تفسير (روح المعانى), ج127/12. 20. تفسير (الدرالمنثور), ج221/5. 21. تفسير (روح المعانى), ج127/12. 22. تفسير (مجمع البيان), ج7 ـ 369/8. 23. تفسير (الميزان), علامه طباطبايى, ج339/16. 24. تفسير (الكاشف), محمد جواد مغنيه, ج239/6. 25. (قاموس قرآن), سيد على اكبر قرشى, ماده جلباب, دار الكتب الاسلاميه. 26. (بحارالانوار), علامه مجلسى, ج55/10, ح2. 27. همان, ج32,تحقيق محمد باقر محمودى,237,ح190 وزارت ارشاد. 28. همان, ج227/41, ح37. 29. همان, ج233/75, ح1. 30. همان, ج11/78, ح70. 31. همان, ج35/68, ح74. 32. همان, ج76/79, ح5. 33. سوره (احزاب), آيه 60. 34. تفسير (الكاشف), محمد جواد مغنيه, ج239/6. 35. تفسير (الميزان), ج339/16. 36. تفسير (روح المعانى), ج127/12. 37. تفسير (الكشاف), ج560/3. 38. (فروع الكافى), ج290/7, ح1, دارالتعارف للمطبوعات, بيروت. 39. همان291/, ح5. 40. (تاريخ قرآن), دكتر محمد راميار674/, اميركبير. 41. همان672/. 42. تفسير (مجمع البيان), ج7 ـ 130/8. 43. تفسير (نورالثقلين), ج588/3; (كافى), ج521/5, ح5. 44. تفسير على بن ابراهيم قمى, ج101/2. 45. تفسير (روح المعانى), ج204/10, دارالفكر, بيروت. 46. (الدر المنثور), ج42/5. 47. تفسير (نورالثقلين), ج589/3, ج590/95, ح105. 48. همان590/, ح103. 49. تفسير (الدرالمنثور), ج42/5. 50. تفسير (مجمع البيان), و ديگر تفسيرها, ذيل آيه. 51. تفسير (نورالثقلين), ج588/3, ح93. 52. تفسير (روح المعانى), ج209/10. 53. سوره (مؤمنون), آيه 1 ـ 6. 54. تفسير (مجمع البيان), ج7 ـ 138/8. 55. همان. 56. سوره (احزاب), آيه 32. 57. تفسير (على بن ابراهيم قمى), ج101/2; تفسير (نورالثقلين), ج592/3, ح119. 58. تفسير (نورالثقلين), ج621/3, ح229. 59. همان622/, ح231. 60. تفسير (الدر المنثور), ج75/5.
__________________
![]() هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از محب فاطمه عزیز تشکر کرده اند: | parsa (04-02-2010) |
![]() |
| برچسب ها |
| آيات, حجاب, در, سيرى |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمايش همه)
عزيزاني كه به اين تاپيك قدم رنجه فرموده اند :
|
|
| parsa, محب فاطمه |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|